زبانشناسان (2): سكاكي، ابن حاجب.
واضح است كه فضلاي اهل ادب بيش از ديگران بودند. هرچند شمارش من اندكي گمراهكننده است. از آنجا كه هركس فقط يك بار ذكر شده ((فيلسوفان)) شامل متخصصان برجستهاي هستند، از قبيل عبداللطيف و كمالالدين بن يونس. از اين سي تن تنها دو تن به فارسي نوشتند، و بقيه كه بسياريشان ايراني بودند آثار خود را به عربي تأليف كردند. ميگويند سكاكي از زبان تركي هم استفاده ميكرد.
توزيع مسلمانان شرقي: توزيع جغرافيايي اين افراد چگونه است؟ سعي ميكنيم آنان را برحسب زادگاهشان ذكر كنيم، ولي بايد به خاطر داشت كه چنين تقسيمي هرچند طبيعيتر است، باز خيلي متكلفانه است.
ماوراءالنهر (2): آمِدي، نجيبالدين سمرقندي.
خراسان (4): محمد عوفي ** ، مظفر طوسي، فريدالدين عطار** ، نسوي.
خوارزم (1): سكاكي.
جبال (1): بنداري.
كردستان (1): ابن صلاح.
عراق و جزيره (4): جَزَري، عبداللطيف، ابن اثير، كمالالدين بن يونس.
شام (9): جوبري، ابن الساعاتي، ابن صوري، ابن ابي الدم، ابن العديم، ابن لبودي،
ابن ابي اصيبعه، ابن طرخان. ياقوت حموي را هم كه داراي نژاد يوناني بود بدين گروه ميافزاييم.
مصر (6): ابوالبقا، قيصربن ابي القاسم، ابن فارض، ابن قِفْطي، ابن حاجب، تيفاشي.
افرادي كه مولدشان معلوم نيست (2): ماسويهٴ سوم، زرنوجي.
موضوع بسيار جالب، برتري مصر و بيش از آن شام است. پس از اين دو، مهمترين پرورشگاه افراد بينالنهرين و خراسان بود، دومي فرزندان خود را نه فقط به غرب بلكه به شرق هم فرستاد ــ محمد عوفي در هند برآمد. برتري مصر و شام ــ اگر آن دو را گروه واحدي به شمار آوريم ــ باز هم بيشتر ميشود، چون اين دو كشور در زير فرمان ايوبيان رابطهٴ بسيار نزديكي پيدا كرده بودند. در آن صورت خواهيم ديد كه نيمي از مسلمانان شرقي و دو سوم افراد ممتاز آن بدين گروه واحد تعلق دارند.
گروهبندي سادهتر اين 28 تن چنين خواهد بود:
بينالنهرين (يعني عراق و جزيره آقور) 4.
شرقيان (ايرانيان) 9.
غربيان (شاميان و مصريان) 15.
و نتيجهٴ اين طبقهبندي همان خواهد بود.